اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

زینب مزاری - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

زینب مزاری

جمعه 19 اسفند‌ماه سال 1390 09:35 ق.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 2 نظر چاپ

 زینب مزاری

بسم رب الشهدا والصدیقین

پیامی از:  زینب مزاری

در غروبی غم انگیز که زمین در سرخی آن فرو میرفت,تا خورشید شاهد جنایت ها نباشد بابه ی ملت در بندبود در بند دیوهایی در لباس انسان که کمترین جرمشان لذت شکنجه دادن بود.

 بابه ی ملت در چشمانشان مینگریست نگاهی بلندتر از هر فریاد جلادان فرزندانش را یکی یکی رو به روی چشمانش تکه تکه میکردند و او با سکوتی غم انگیز به بدن های غرق خونشان چشم میدوخت و هیچ نمیگفت تا از پاکی وقداستشان ذره ای کم نشود

.

 آنان تلاش میکردند تافریاد عدالت خواهی پدر را به سخره گیرند اما سکوت فریاد گونه اش چون پتکی سنگین بر سرشان فرود می آمد.نوبت به مهربان ترین پدر رسید در اوج بدترین شکنجه ها باز به مردمش فکر میکرد که به امید آزادی رهبرشان میگریستند. یکی از پست فطرتان چشمان مهربان پدر را به جرم نگاه کردن از کاسه بیرون کشید ,پدر در میان پاکی اما غرق به خون به سوی معبودش پر کشید.آسمان میگریست بخاطر از دست دادن بزرگ مردی همچون مزاری.

 او رفت وکوهستان هنوز آواز اودارد و به راستی کوه ها وصخره های وطن بهترین شاهد بر استقامت و استواریت بودند. شانزده حوت غم انگیز گذشت و تازه میفهمم پدرم چرا رفت و مرا در خزان سرد زندگی رها کرد حال در میابم,پدر مهربانم آنقدر غیرت و قداست داشت تا پای مردمش بماند وآنان را به دست طوفان سهمگین رها نکند.او همچون آسمان پاک وبی ریا بود و به دلیل پاکیش حرف هایش به دل مینشست, بخاطر مردمش لب به سخن میگشود و بخاطر آنان عمل میکرد و بهای اهداف والایش خونش بود تا مردمش ما شوند وما بمانند.

 حال ماچگونه پاسداری برای آن همه ایثار و از خود گذشتگی بوده ایم؟؟ اگر خوب گوش فرا دهیم میتوانیم بعداز شانزده حوت صدای پدر و هزاران شهید گلگون کفن را از کوچه پس کوچه های غرب کابل بشنویم . غرب کابل برای ما یادگار پدری ست که تا پای جان فریاد میزد,در خارج ازکنار شماهیچ زندگی برایم ارزش ندارد و به راستی ما بعداز 16سال معنای این جمله را درک کرده ایم؟؟؟ پدر پرکشید, و ما همچون کوفیان گریستیم تا اثبات کنیم که فرزندان خوبی برایش بوده ایم!!!

 حاصل خطای بی وفایی کوفیان پیشانی مهر خورده یشان است که بعداز 1400سال هنوز مورد اتهام نسل ها هستند, واقعیت این است که او را از دست داده ایم حال برای از کف ندادن آرمانهایش چه کرده ایم؟؟؟ به راستی استقلال سیاسی و همبستگی صرفه نظر از شیعه و سنی,تاجیک و پشتون و ازبک و هزاره بودن در جامعه ی بشری افغانستان ،امروز منجر به خود کفایی و موفقیت است پس باید با وحدت کلمه و تلاش در سنگر علم،با سلاح قلم پاسداری لایق برای آرمان های خونین شهیدانی چون مزاری باشیم. بابه ی ملت و مقتدایمان پیر ژنده پوشی بود که حرف هایش بهترین آرمان ها را به حقیقت تبدیل میکرد از نبودن امکانات سخن نمیگفت،بلکه از بودن استعداد سخن میگفت او همچون دژبانی محکم بود که از فرزندانش حمایت میکرد تا روزی آنها بهترین باشند.

 و به راستی برای نسل جوان ما که از گرمای وجودش محرومند، تنها این سخن راه گشاست سنگ بزرگ را نمیتوانی برداری از کوچک ها شروع کن تا خانه ات را هر چند دیر اما بسازی. دانشمندان و دانشجویان ما باید به یاد داشته باشند که عصاره ی زحمات و تلاش های شبانه روزی دستان پینه بسته ی همان کارگرانی هستند که با جان ودل از آنان حمایت کردند تا آرمان های شهیدان در خون خفته یمان را جامه ی عمل بپوشانند ،تا اینکه از شما به عنوان فرهیخته یاد شود واین را نیز بخاطر بسپارید که حداکثر یک ملت را قشر متوسط تشکیل میدهد و اعتماد همین قشر دولت را میسازد.

 امروز مردم در جهان اسلام کمر همت در مقابل ظلم بسته اند و این انقلاب در کشورمان با قیام مردم مظلوم در برابر روس ها آغاز گشت با قیام بزرگ بلخی ادامه یافت تا به فیام خونین مزاری رسید اکنون در کشورمان دوران جنگ و خونریزی به اتمام رسیده و ما باید با پیشروی در دنیای علم این قیام را توانمندتر از گذشته ادامه دهیم. صفحات ورق خورده ی تاریخ تا به امروز این نکته را به اثبات میرساند که ظلم و ظالم ماندنی نیست و دولت مردان در سراسر گیتی باید شفافیت سخن و صداقت را حفظ کرده تا بتواننداعتماد مردم را بدست آورند.

 مسئولان ما باید تلاش کنند . جو رفاهی و امنیتی را در کشور عزیزمان حاکم سازند تا برای بازگشت استعداد های پرورش یافته یمان راه هموار گردد و روشنفکران و فرهیختگان ما در سرار جهان برای ترقی و پیشرفت علمی و سازندگی کشورمان زمینه ی فکری مساعد و تمایل بازگشت مجدد را ایجاد نمایند.

 به امید شکفتن گلهای اتحاد و زمانی که در کنار تجیلی از رهبر شهیدمان و هزاران شهید گمنام مقاومت خونین سرزمینمان آرمان های آن بزرگمردان را احیا کنیم تا باشد که 22 حوت هر سال در مقابل خون های ریخته شده ی آن سبکبالان سربلند باشیم. در پایان از شما فرزندان دلسوخته مزاری بزرگ در سراسر گیتی که با آرمان های خونین رهبرتان تجدید میثاق کردید کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 و من الله توفیق
زینب مزاری

 1389/12/20

منبع : وب سایت بابه