اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سخنرانی رهبر شهید ـ 8 / 2 1372 - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

سخنرانی رهبر شهید ـ 8 / 2 1372

http://hazare.blogsky.com/

سخنرانی رهبر شهید - 8 / 2 / 1372

بسم الله الّرحمن الّرحیم
با تشکر از برادران عزیز که زحمت کشیده اند این جا تشریف آورده اند برای روز تاریخی که هم در جهان تاریخی است هم برای مردم افغانستان که باید از این روز تجلیل بکنند. در این شرایط سخت که برادران فرهنگی حزب وحدت زحمت کشیده اند این جلسه را فراهم نموده اند و از برادران که سرود و مقاله خوانده اند و ما استفاده کردیم از همة این عزیزان تشکر می کنم.
مسأله ای که امروز روز تاریخی است چه از نگاه جهان و چه از نگاه مردم افغانستان فرق می کند. از نگاه جهان که امروز مسلماً روز پیروزی مردم افغانستان به شمار می آید. ولی از نگاه مردم افغانستان فکر می کنم امروز روز پیروزی ظاهری است. روز پیروزی واقعی مردم افغانستان امروز نیست. لهذا برای شما مردم چند دقیقه ای که زحمت می دهم و وقت عزیز شما را می گیرم می خواهم در بارة چند موضوع خدمت شما صحبت کنم. یکی دربارة این روز تاریخی و یکی هم چرا امروز روز پیروزی واقعی مردم افغانستان نیست. اینکه در رابطه با یک سال که بنام به پیروزی رسیدن انقلاب می گذرد برای شما چه چیز به وجود آمده است، مسأله دیگر فاجعه افشار است و مسأله یا که این فاجعه با اینکه چقدر دردناک است اما برای ما و شما درس که از این فاجعه گرفتیم. و سه باور را که ملت ما داشت و آن سه باور عوض شد فکر می کنم یک پیروزیست. و مسأله اخیریکه خدمت شما باید به عرض برسانم مسأله وضعیت فعلی کشور و توافقات اسلام آباد است که این مطالب را اگر وقت برایم یاری کرد خدمت شما عزیزان و پدران و برادران و ریش سفیدان به عرض می رسانم.
دلم هیچ نمی خواست که بعد از فاجعة افشار صحبت کنم. مگر در آن وقتی که می شد مردم ما این انتقام را بگیرند از دشمنان. ولی چرا امروز حاضر شدم که با شما مردم صحبت کنم، علت اصلی اش این است که عاملین و خائنین این فاجعه دستگیر شده بود و خواستم این را برای شما توضیح بدهم و در این جا در محضر شما آنها را به جزاب اعمالشان برسانیم. فقط این چیز باعث شد بیایم برای شما صبحت بکنم


موضوع دیگر اینکه ما مدت 250 سال باوری را که داشتیم، قضیة افشار و چنداول روشن می کند که این باورها هم اشتباه است. آن باور این است که ما در طول 250 سال باور داشتیم که ظلم را که فقط یک خاندان جاه طلب بالای مردم ما می کرد، تعمیم می دادیم و فکر می کردیم همه پشتون ها بالای ما ظلم کرده و ظلم می کنند و ما در آینده آن وقت به حق و حقوق خود می رسیم که در کنار فارسی زبان ها باشیم و از فارسی زبان ها دفاع کنیم با این ها همسنگر و هم موضع باشیم در حق و حقوق خود می رسیم. قضیه افشار و چنداول این باور را هم باطل کرد. خط بطلان کشید. ما اگر در صد سال پیش شاهد مسأله ای بودیم که پسران ما را می گرفتند می فروختند و مردم ما را سر می بریدند و می کشتند و برده درست کرده بودند و کنیز. ولی بعد از صد سال و چهارده سال مبارزه و هم سنگری عین مسأله تکرار شد و بدتر از آن. اینجا که اطفال هشت ساله ما را کشتند و آنها را فروختند و زن ها را کشتند و صورتشان را پوست کردند. اما از دست کی؟ از دست کسی که چهارده سال مبارزه کرده و شعار می دهد که حکومت اسلامی را برقرار کرده ام. از کسانی که استاد علوم الهی و سیاسی و اسلامی است این عمل انجام می شود. ولی این باور را برای ما اثبات می کند که این باور، باور اشتباه بوده است. قدرت طلبی و انحصارطلبی، یک تعدادی که خلاف مسیر اسلامی و انسانی رفتار می کنند این متعلق به این نژاد و آن نژاد نیست و ما امروز باید تجدید نظر کنیم. درست است که عبدالرحمان 62٪ مردم ما را از بین برده است ولی عبدالرحمان و خاندان عبدالرحمان از بین برده است نه همه پشتون ها. و ما امروز باید این مسأله را باور کنیم که این جنایت که در چنداول و افشار به وجود آورده نه همه تاجیک ها. و اینجاست که در باورهای گذشته خود تجدید نظر بکنیم. باید با واقعیت ها و حقیقتهای جامعه برخورد کنیم و از این درس بگیریم.

 


من معتقدم در اینجا در طول تاریخ گذشته افغانستان حکومت ملی و اسلامی بوجود نیامده. اما یک خاندان و تعداد قدرت طلب بالای مردم ظلم کرده است. اکر ما در اینجا بیاییم یک حکومت اسلامی که مردم ما می خواهند به وجود آوریم که در آن حق همه ملیتها تعیین شده باشد، این باور، باور درستی می باشد. ولی سلسله تاریخ وقتیکه آورده بود بالای ما هم قبولاند. اینجا برای شما واضح می گویم در افغانستان دشمنی ملیتها فاجعه بزرگی است. در افغانستان برادری ملیتها مطرح است. حقوق ملیتها یعنی برادری ملیتها. دو برادری که در یک خانه زندگی می کنند چطور برایشان حق قائل اند که در این خانه من هم حق دارم آنهم حق دارد. این برادری است نه دشمنی. بلی این عناصر قدرت طلب و جاه طلب است که در این مسأله به عنوان نژاد و غیره استفاده می کنند برای سیادت شان.
اما این مسأله تاریخی است که خدمت شما بگویم چرا با شما دشمنی دارند و جای تأسف است که کسیکه خود را استاد الهیات می گوید و به این گونه مقابل مردم ما برخورد می کنند. آقای ربانی بعد از جنگ افشار وقتیکه به پاکستان می رود، با قاضی احمدحسین این مسأله را مطرح می کند. ببینید این باورهای غیر اسلامی سر از کجا درمی آورد. به قاضی احمدحسین می گوید که این مردم بسیار مردم جانی است. شما را می گویند، چرا جانی است؟ در حالیکه از روزیکه اینها به نام اسلام به کابل حاکم شده اند، هشت جنگ بر علیه شما انجام داده است. می گوید این ها از اولادهای چنگیزخان هستند که در بامیان جنگ کرده اند 700 سال پیش. این را جناب آقای ربانی برای قاضی احمدحسین در پاکستان می گوید. بعد از قضیه افشار زمانیکه اشتباه شان در دنیا بالا می شود و جنایت شان در دنیا منعکس می شود که چقدر اینها بر سر ما جنایت کرده اند. آنگاه آقای ربانی مَثَل تاریخی می زند که شما مستحق این جنایت و مستحق این ظلم هستید، چون اولاده چنگیزید.
این آقای ربانی که در مصر تحصیل کرده و در دانشگاه کابل الهیات درس می داد، اول این آدم بیسواد از تاریخ خبر ندارد که شما بومی ترین مردم افغانستان هستید، قبل از اینکه چنگیز در افغانستان حمله کند شما اینجا بوده اید و شما علیه چنگیز در بامیان مقاومت کردید. این آدم بیسواد اول که از تاریخ بی خبر است و باز هم آنوقت ما از آقای ربانی باخواست می کنیم، بر فرض این باور تو راست بود، اینها اولاد چنگیز بود و چنگیز هم در بامیان جنایت کرده. تو با کدام منطق اسلامی و الهی حق داری که 700 سال بعد انتقام آن را از افشار و چنداول می گیری و این با کدام منطق اسلامی و انسانی سازگار است!؟ اینجاست که چرا با شما دشمنی دارند و چرا تمام فکرش اینست که شما را از بین ببرد، چون این باور تاریخی را دارند. روی این باور تاریخی شما را می کُشند. لهذا ما در این جا اشتباه کرده بوده ایم. عمل یک دسته ای را به نام یک قوم می کشاندیم و از اینها حمایت می کردیم. اما این اشتباه را مرتکب شدیم. این مسأله بود که در اینجا در رابطه با افشار این باورها را روشن کرد که در آینده گول این باورها را نخوریم.
اما مسأله امروز که من حاضر شدم که وقت شما را بگیرم که در محضر شما جرأت کردم که بیایم صحبت کنم و آن یک باور تاریخی دیگر هم بود که اینجا فرق کرد.
صد سال پیش از مردم ما خائنی پیدا شد و علیه مردم ما دست به خیانت زد و مردم ما را به شکست مواجه کرد. بعد از 100 باز این تاریخ فاجعه تکرار شد ولی اینجا این بار یک پیروزی نصیب شما شد. و آن اینست که این خائنین شناسایی شدنند و این خائنین را بحمدلله اکثریت ایشان را گرفتیم. من برای شما مردم تعهد سپرده ام که از شما دفاع کنم و به شما خیانت نکنم. و دست خیانت کاران را بگیرم. الحمدلله دراینجا حزب وحدت اسلامی موفق شد که این خائنین را شناسایی بکنند و اکثریت شان را دستگیر بکنیم و چند تن از این ها پرونده شان تکمیل شده و بعد از اثبات جرم و اعتراف و طی مراحل شرعی حکم صادر شده امروز شما شاهد جزا دادن شان هستید. این قضیه در تاریخ گذشته نشده بود و آن کسانیکه برای ملت ما خیانت کرده آنها به دربار مزدور بود، جا داشت، روی ریاست داشت و مردم ما را از بین برده بود، ولی بحمدلله این خائنین موفق به این کار نشدند که بعد بالای خون مردم ما و ناموس مردم ما معامله کند و مردم ما باز هم زیر ظلم بماند. اینجا است که همین برای شما اطمینان می دهد که هم اینها را امروز در محضر شما حکم شان را صادر کرده به این جا اعدام انقلابی می کنیم. والسلام 

 

 

منبع : وب سایت بابه مزاری