اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

عید مبعث برعموم مسلمانان جهان مخصوصا ً هموطنانم مبارک باد - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

عید مبعث برعموم مسلمانان جهان مخصوصا ً هموطنانم مبارک باد

دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1391 01:03 ب.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 25 نظر چاپ

عید مبعث برعموم مسلمانان جهان مخصوصا ً هموطنانم مبارک باد

 

طلوعی تازه

 مبعث، روز بیداری عاطفه هایی است که در خواب عظیم غفلت انسانیتْ آرمیده  بودند. روز شکوفایی ارزش هایی است که قرن ها در خاک تیره جهلْ مدفون می شد. روز برانگیختن خردهایی است که در کابوس دهشت ناک هوس پرستی ها، خرافه گرایی ها و جهل پیشگی ها، پریشان گشته بود.آن هنگام که پیامبر آخرین در بیست و هفتمین روز رجبْ به نجات انسان ها شتافت، گل های عاطفه از سرزمین دل ها رویید، بذر ارزش ها در دشت تفتیده جان ها پاشیده شد و خِردهای خفته، با بانگ بیدارباش محمّد، طلوعی تازه گرفت.

 پایان تباهی

جهلْ بر جانِ بی توان جامعه، سایه سیاهی افکنده بود و با چنگال عفریتی خود، جمال انسانیت را می خراشید. نفرت، نفرین ماندگار مردمان و شقاوت، عادت همیشگی شان گشته بود.

کرامت های انسانی، قربانی بت های باطل می گشت و شرک در شریان اندیشه ها جاری بود. زنان، زندانیان بی پناه زندان حقارت بودند و دخترکان معصوم، زنده به گورشدگان قبرهای قساوت.

مبعث پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله پایان همه این تباهی ها و سیاهی ها، روز مرگ جهل ها و ابوجهل ها، روز خشکیدن شریان شرک و روز مرگ تمامی حقارت ها، شقاوت ها و قساوت ها بود.

 منّت آفریدگار

«بعثت» نعمت خدا بر بشریت است و منّت آفریدگار بر انسان. «حَرا» مهبطی بود که جلوه گاه نور خدا گشت و پیام نو در رواق هستی طنین انداز شد. بعثت طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ، تاباند.

27 رجب، از جلوه های بی پایانی بود که شعاعش تا کرانه های ناپیدای زمان گسترش یافت. مبعث، فصلی بهاری در پهنه قرون بود که خداوند، محمّد را هم چون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین بطحا را با فروغ چهره این خورشیدْ، تابان کرد.

محمّد آمد تا ظلمت جاهلیّت را بزداید، فطرت ها را برانگیزد و بشریت را به کمال رساند. دامنه بعثتِ آن مبعوث خاتم تا همیشه روزگار گسترده است و پرچم نامش، بر بام بلند گیتی در اهتزاز ابدی است.

اولین گل واژه وحی

روز، پلک هایش را بسته بود. صحرا، تن آفتاب سوخته اش را در خُنکای سحر می شست. سکوت، سایه ای وهم انگیز بر دل شب انداخته بود. محمّد امین، شبان گله های مردم مکّه، به روال همه وقت هایی که دور از غوغای شهر برای مناجات با خدا به دل کوه پناه می برد، در گوشه غار به افق های دور دست چشم داشت. آن شب، شب

27 رجب بود و محمّد غرق در اندیشه، که ناگاه صدایی گیرا و گرم در فضا پیچید: بخوان. محمّد در هراس وهم آلود به اطراف نگریست.

صدا دوباره گفت: بخوان. این بار محمّد با بیم و تردید گفت: من خواندن نمی دانم. صدا پاسخ داد: بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از لخته خونی آفرید.

 بخوان و پروردگار تو ارج مندترین است؛ همو که با قلم آموخت و به آدمی آن چه را نمی دانست، بیاموخت.

و او هرچه را که فرشته وحی فروخوانده بود باز خواند. این اولین گل واژه وحی  بود که بر آخرین پیامبر خدا فرود آمد.

                    

شکوه مندترین لحظه تاریخ

تقویم زمان با 27 رجب ورق خورده بود و اینک شهر مکّه، در بستر شبی رازانگیزْ هم آغوش با سکوتی عمیق، انتظار حادثه ای شگرف را می کشید. آن شب نبض زمین در دل غار حَرا می تپید و زمان، منتظر تولّد شکوه مندترین لحظه تاریخ خود بود.

فردا روز آخرین صبح دنیای جاهلیت کهنه بود و نخستین فجر دنیای معنویت نو. فاصله باریک این دو دنیای کهنه و نو را شب 27 رجب پدید آورده بود؛ اول در وجود یک تن و سپس در کالبد میلیون ها آدمی. این یک تنْ همان محمّد، آشنای صمیمی کوه حَرا بود که می خواست با تاج رسالتی که امشب بر سر می نهاد، فرداهای تاریخ را به گونه ای دیگر رقم زند.

جاودانه ترین حادثه تاریخ

بدون تردید، رسالت پیامبرمکرم اسلام صلی الله علیه و آله بزرگ ترین، عمیق ترین و جاودانه ترین حادثه تاریخ حیات بشر بوده و هم چنان تا کرانه های زمان خواهد ماند. انوار تاب ناک رستاخیزی که محمّد صلی الله علیه و آله بنیان نهاد، اگرچه از جزیرة العرب سرچشمه داشت، ولی شعاع فروزانشْ همه گیتی را در برگرفت و تا همیشه روزگار نیز به پرتوافشانی خویش ادامه خواهد داد.

 مبعث، بزرگ ترین روز تاریخ بشر

مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای ـ دام عزّه ـ درباره عظمت بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده اند: «روز مبعث، بی شک بزرگ ترین روز تاریخ بشر است؛ زیرا هم آن کسی که طرف خطاب خداند قرار گرفت و مأموریت بر دوش او گذاشه شد، یعنی وجود مکرم نبی بزرگ وار اسلام صلی الله علیه و آله بزرگ ترین انسان تاریخ و عظیم ترین پدیده عالم وجود و مظهر اسم اعظم ذات اقدس الهی است...

و هم از این جهت که آن مأموریتی که بر دوش این انسان بزرگ گذاشته شد، یعنی هدایت مردم به سوی نور، برداشتن بارهای سنگین از روی دوش بشر و تمهید یک دنیای مناسب وجود انسان...،

 وظیفه بسیار بزرگی بود؛ یعنی هم مخاطبْ بزرگ ترین است هم وظیفه، بزرگ ترین است؛ پس این روز، بزرگ ترین و عزیزترین روز تاریخ است».

برترین خُلق

حضرت محمّد صلی الله علیه و آله برترین انسان و بهترین وجود برای پوشیدن خَلعت خاتم رسالت بود؛ چرا که حُسن سیرت و خوی حَسنش، او را شایسته مدال برترین خُلق از سوی خدای عالمیان کرده بود.

درباره سیره رفتار ایشان گفته اند: پیامبر صلی الله علیه و آله لباس و کفش خود را می دوخت، گوسفندان خود را

می دوشید، با بردگان هم غذا می شد، برزمین می نشست، بدون این که خجالت بکشد مایحتاج خانه اش را از بازار تهیه می کرد و برای اهل خانه می برد، با ثروت مند و فقیر یکسان برخورد می کرد. به هرکس می رسید، چه توانگر و چه درویش و چه کوچک و چه بزرگ، سلام می کرد.

 اگر به مهمانی دعوت می شد، آن را کوچک نمی شمرد، هرچند خرمایی پوسیده باشد. خوش معاشرت و خوش رو بود. بدون این که بخندد، همیشه تبسّمی برلب داشت و بدون این که چهره اش درهم کشیده باشد، اندوهگین به نظر می رسید. با همه مسلمانان مهربان بود.

حضرت علی علیه السلام ناتوان از توصیف

مردی از امیرمؤمنان علی علیه السلام درخواست کرد تا اخلاق پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را برایش برشُمرد، حضرت فرمودند: «تو نعمت های دنیا را بشمار تا من نیز اخلاق آن جناب را برشمرم».

 مرد گفت: چگونه ممکن است نعمت های دنیا را شمارش کنم در حالی که خداوند در قرآن می فرماید: «اگر نعمت های خدا را بشمارید نمی توانید به پایان رسانید».حضرت علی علیه السلام پاسخش داد: «خداوند، تمام نعمت های دنیا را کم و قلیل می داند.

در این آیه که می فرماید: «بگو متاع دنیا اندک است» و اخلاق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را در این آیه عظیم شمرده و می فرماید: «تو را خویی بسیار بزرگ است». اینک تو بر شمارش چیزی که اندک است توانا نیستی، من چگونه چیزی که عظیم و بزرگ است، توصیف کنم.

فلسفه بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره فلسفه بعثت پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله چنین می فرمایند: «خدای سبحان، برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوّت، حضرت محمّد را مبعوث کرد؛ پیامبری که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوّت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت و تولدش بر همه مبارک بود.

در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه کرده و گروهی نام های ارزش مند خدا را انکار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می کردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمّد صلی الله علیه و آله از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید».

خاتمیت

بدون تردید، جامعیت و گستره ژرف و بی انتهای دینِ انسان ساز اسلام، امری مسلّم و غیرقابل انکار است؛ چرا که هم اکنون باگذشت چهارده قرن از ظهور آن، هم چنان زنده و حیات بخش است. امروز این باور در میان حقیقت جویان و حق مداران جهان پدیدآمده که مکتب شکوه مند اسلام، تواناییِ ماندن و اداره نظام زندگی انسان ها را تا همیشه روزگار دارد و از این روی، آمدن پیام آوری جدید، بی معنا است. در آیات و روایات نیز بر مسأله خاتمیت پیامبر صلی الله علیه و آله تأکید شده است. در این باره امام محمّد باقر علیه السلام می فرمایند:

«خداوند تبارک و تعالی به کتاب تان [قرآن]، کتاب ها را و به پیامبرتان [محمّد]، پیامبران را خاتمه و پایان داد». امام رضا علیه السلام نیز در حدیثی گران قدر می فرمایند: «شریعت محمّد صلی الله علیه و آله تا روز قیامت منسوخ نخواهد شد و تا آن روز، هیچ پیامبری بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نخواهد آمد».

 برترین معجزه

قرآن کریم، بزرگ ترین معجزه پیامبر مکرم اسلام است که کاوش پی گیر هزاران کاوشگر مسلمان و غیرمسلمان، در بیش از هزار سالْ هنوز رازهای ناشناخته اش را پایان نبرده و هزاران تفسیر، هنوز ژرفایش را نکاویده است.

برخی از دلایل برتری این اعجاز، بر سایر معجزات پیامبران را این گونه شمرده اند: اصولاً معجزات، به تنهایی برای اثبات نبوّت کافی نیست و بایست آورنده معجزه که دعوی پیامبری کرده نیز واجد شرایط آن باشد، در حالی که قرآن، به تنهایی برای اثبات نبوّت کافی است. بیش تر معجزات، مخصوص زمان آن معجزه و مشاهده کنندگان آن است، ولی قرآن برای همه زمان ها و همه مردمان تا روز واپسین، اعجازی ماندگار است.

هم چنین بسیاری از معجزات، تنها از یک نظر بی همانند هستند، ولی اعجاز قرآن کریم از ابعاد گوناگون به اثبات رسیده و هر سوره، گاه هر آیه و حتی حروف مقطعه آن نیز معجزه ای بی نظیر است.

جلوه های ماندگار بعثت

اینک که هزار و چهارصد و اندی سال از بعثت آخرین سفیر الهی و برترین پیامبر هستی می گذرد، جهان تشنه حقیقت، همواره از زلال هدایت آن پیام آور نورسیراب گشته است و در پرتو تعالیم گران سنگ آن منجی بشر، زندگی سازترین فرهنگ ها را گسترده و انسان سازترین ارزش های اخلاقی را نهادینه کرده است.

 در طول این همه قرن، آیین آن رسول مکّی و پیامبر مدنی، همواره سدّ زمان ها را شکسته و پرده های کفر را کنار زده و دنیا را متحیّر جلوه های ماندگار شکوه مندی و عظمت خود کرده است.درود بر حبیب خدا، محمّد که جهان را از حلاوت محبّت خداوند پرکرد و زمان و تاریخ را از موج تکبیر آکند.

موعظه مفید

وقتی موعظه از زبان پیامبر باشد و از جان محمّد صلی الله علیه و آله بجوشد، بر جان و دل می نشیند. سزاواراست که گوش جانِ همه عالمیان در همه زمان ها، حکمت های تراویده از زبان رسول را مشتاقانه خریدار شوند و چهره روح در چشمه زلال این مواعظ بشویند.

ابوایوب انصاری از یاران راستین پیامبر صلی الله علیه

و آله می گوید: مردی به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: یا رسول اللّه ، مرا مختصر و مفید، موعظه کن. پیامبر فرمودند: «چون به نماز برخاستی، نماز را وداع گونه به جای آور. از انجام کاری که ناگزیر از عذر و پوزش گردی، بپرهیز و از آن چه در دست مردم است، مأیوس باش».

بهشت جاودان

بهار بی خزان، روی محمّد بهشت جاودان، کوی محمّد

منوّر می شود چون ماه از مهر دلی گر رو کند، سوی محمّد

معطر ساخت گلزار جهان را شمیم تار گیسوی محمّد

فلک با آن بلندی در نماز است به پیش سرو دل جوی محمّد

مصفّا دامن گلزار توحید گل افشان گشت بر بوی محمّد

به توصیفش نیارم لب گشودن خدا باشد ثناگوی محمّد

نماز آریم «صائم» تا قیامت به محراب دو ابروی محمّد

                                                         سید علی اصغر صائم کاشانی

نغمه تکبیر

 نافه گشود از نسیم کوی محمّد دامن گل در چمن به بوی محمّد

خواهی اگر آبروی هر دو جهان را باش سراپا غبارِ کوی محمّد

بحر خروشانِ رحمتِ ازل آمد قطره ای از شبنمِ سبوی محمّد

عالم هستی چو ذرّه در پی خورشید گرم تکاپو به جست و جوی محمّد

جان متجلی اگر شود به حقیقت دل بود آیینه دار روی محمّد

«صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند» این دو نشانی ز خُلق و خوی محمّد

جَست ز خواب قرون زمانه چو برخاست نغمه تکبیر از گلوی محمّد

                                                                  مشفق کاشانی