اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

جغرافیای بشری کشورجمهوری اسلامی افغانستان بخش ۲ - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

جغرافیای بشری کشورجمهوری اسلامی افغانستان بخش ۲

جغرافیای بشری کشورجمهوری اسلامی افغانستان بخش ۲ 

 

نفوس افغانستان:

در حال حاضر در حدود چهار میلیارد نفر در روی کره ارض زندگی می کنند اما کثافت تزاکم نفوس در مناطق مختلف کره زمین از هم اختلاف می پذیرد به طوری که در مناطق دشتی برای هزاران کیلو متر مربع اثری از انسان مشاهده نمی شود در حالی که بعضی مناطق دیگر کره اراض بیش از یک هزار نفر در هر کیلو متر مربع آن زیست می کنند. به این ترتیب تقسیم و توزیع نفوس را برای تمام جهان و یا یک منطقه مشخص می توان موجودیت عوامل مختلف فیزیکی و اقتصادی دانست. عوامل فیزیکی شامل موقعیت، بر جستگی ها و نوعیت اقلیم می باشند که تاثیر آن در تمام مناطق کره ارض و در هر وقت به مشاهده می رسد. اختلاف بارز در این عوامل از یک ناحیه به ناحیه دیگر به صورت مستقیم وغیر مستثقیم طرز استفاده انسان را از منابع کره ارض تغیر می دهند. در عوامل نوع دوم که بر تقسیم و کثافت نفوس موثر می باشند منابع طبیعی کره ارض از قبیل معادن ،آب، خاک، نبات وحیوانات شامل می باشند. اما بر عکس عوامل نوع منابع طبیعی در تمام مناطق کره ارض به مشاهده نمی رسد. به این ترتیب در قسمت توزیع نفوس مناطق دارای منابع سر شار طبیعی در صورتی که انسان ازآن برای رفع ضروریات خویش استفاده نماید حایز اهمیت می باشد. اما باید گفت که عامل عمده توزیع نفوس در قسمت عوامل اقتصادی که فوقا تذکار یافت تا قرن 18 زراعت وعوامل مربوط به آن بوده است. همین اکنون نیز در ممالک چون افغانستان که اقتصاد آن ها بر زراعت متکی بوده وهم قسمت اعظم نفوس از این راه امرار حیات می نمایند این عوامل یعنی موجود یت آب، خاک و اقلیم به منظور پیشبرد امور زراعتی از عوامل عمده توزیع نفوس به شمار رفته و بنا بران مناطق ساحلی، وادی ها  و دلتاهای دریاها و یا مناطقی که رطوبت طبیعی کافی دارند حتی همین اکنون نیز از پر نفوس ترین مناطق جهان به شمار می روند. مناطق جنوب شرق آسیا و نواحی متفرق در هند، چین، آمریکای جنوبی وآفریقا مثال های عمده آن را احتواء می نماید . در افغانستان نیز تراکم نفوس در مناطقی که دارای آب و هوای مساعد می باشد بیشتر است چنان چه متراکم ترین نقطه افغانستان در ولایت کابل، پروان، لوگر، ننگرهار، کندز و پکتیا بوده و بر عکس در ولایات نیمروز، هیلمند، فراه، غور، بدخشان و بادغیس حداقل نفوس زیست دارند. اگر چه از قرن 18 به بعد انکشاف موانع مواصلات تجارت و بالاخره استفاده از معادن به پیمانه وسیع تاثیر این عامل را تقلیل می بخشد. اما باز هم ممالکی چون افغانستان که بیش از 83 فیصد نفوس آن به زراعت و فعالیت های مربوط به آن اشتغال دارند از عوامل عمده و توزیع نفوس به شمار می رود.

مردم این کشور نیز به نوبه خود در تغیر اوضاع طبیعی تا اندازه ای که شرایط و مراحل تکامل بشری اجازه داده است سعی به عمل آورده اند از آن جا یی که ساختمان محیط فیزیکی، نوعیت اقلیم و خصوصیات  ید رو گرافی مناظر و محل رهایش را برای زیست اهالی آماده می سازد. بنا بر آن، دره ها، وادی ها و حوزه های مختلف کشور از زمانه های خیلی قدیم محیط مساعدی را برای استقرار گروه های مختلف مردم آماده  ساخته و مراکز مختلف اجتماعی کشور را به وجود آورده اند .

به صورت عمومی ارتفاعات و مناطق کوهستانی به نسبت داشتن اقلیم نامساعد، بودو باش انسان ها را ناممکن می سازد و بنا بر ان چون قسمت زیاد افغانستان را کوهستانات و سطوح مرتفع اشغال کرده لهذا تمرکز نفوس در این قسمت ناچیز بوده است. باوجود آن هم عده ای از نفوس که به صورت پراکنده و به حالت نیمه مقیمی (قسمت اعظم آن ها به حیات شبانی مصروف اند) در این نقاط بود و باش دارند.

مناطقی که بین 1000 تا 2000 متر از سطح بحر ارتفاع دارند شامل حوزه های وسیع و نسبتا هموار می گردند که تعداد زیاد نفوس را به خود جلب کرده واکثریت آن ها به زراعت و باغ داری وهم چنان تربیه مواشی مشغول می باشند. در مناطقی که کمتر از 1000 متر ارتفاع داشته شامل حوزه های وسیع وهموار می گردند، تمرکز نفوس به حد اعظمی رسیده واکثریت اهالی آن ها به زراعت و مالداری مشغول می باشند. ناگفته نباید گذاشت که اکثریت شهر های پر نفوس افغانستان نیز در این دو منطقه فوق موقعیت داشته، مراکز فعالیت اقتصادی، فرهنگی و صنعتی کشور را به وجو آورده اند. البته مناطق فوق الذکر با داشتن نوعیت خاک، موجودیت آب برای زراعت واقلیم مساعد، نفوس بیشتر را به خود جلب کرده اند، عامل موثر در توزیع نفوس آن ها به شمار می روند. زیرا استقرار توسعه و رشد جوامع بشری با مساعدت و عدم مساعدت شرایط طبیعی مانند ارتفاعات، پستی ها، اقلیم  و وفرت آب و انواع نباتات ارتباط داشته و وقتی نتیجه بهتری از آن متصور می گردد که نوعیت خاک آن برای زراعت مفید بوده ودر پهلوی آن عوامل دیگر مورد ضرورت نیز مساعد باشد از خاک مخصوصا در نواحی که دارای اقلیم مساعد باشد دو و حتی سه بار حاصل

برداری صورت می گیرد. از این جهت خاک در تجمع نفوس نقش مهم بازی می کند و این امر موجب گردیده است که تمرکز نفوس در نواحی شرقی افغانستان قوس صعودی را بپیماید مثلا:

 

ولایت

مساحت

د رجه

تعداد نفوس

درجه

کثافت نفوس

کابل

(1)4720 کیلو متر مربع

25

1462000

1

1-310

پروان

11367 کیلو متر مربع

21

1152000

2

10-2

لوگر

4409   کیلو متر مربع

26

314000

21

71-3

ننگرهار

18626کیلو متر مربع

13

1151000

3

62-4

کندز

7927  کیلو متر مربع

23

460000

10

59-5

 

آب دریا چشمه کاریز وغیره نیز تا اندازه زیادی نفوس بشری را به خود جلب کرده از ازدیاد و تراکم جمعیت بیشتر منوط و مربوط به وفرت آب و حاصل خیزی همان منطقه می باشد. تجمع نفوس در تمام سواحل دریاهای افغانستان بنابر موجودیت همین عامل صورت گرفته است آن هم در سواحل دریا هایی که از آن استفاده زراعتی واقتصادی آبیاری، ماهی گیری، طلا شوئی و تسهیلات تاسیس فابریکه های برق آبی امکان پذیر باشد مثلا سواحل دریای کابل با معاونین آن دریای هریرود، دریای هیلمند معاونین آن دریای آمو و معاونین سمت چپ آن خاصتا دریای کوکچه و کندز و سایر دریاهای افغانستان شامل پر نفوس ترین نقاط افغانستان می گردند.

به هر صورت به استناد شواهد تاریخی و جغرافیایی افغانستان مانند سایر نقاط حاصل خیز و زراعتی آسیا نسبت داشتن وادی های سر سبز دره های شاداب واراضی وسیع از زمانه های بسیار قدیم ونفوس بشری را به خود جلب نموده و تعداد کثیری از مردم در نقاط مختلف آن متمرکز بوده اند اما با نداشتن احصائیه های موثق نمی توانیم قبل از سال 1315 درباره چگونگی تعداد و کثافت نفوس افغانستان اظهار نظر به عمل آوریم .

بنا بر این احصائیه های رسمی ملل متحد صفحه 132 سال 1968 نفوس افغانستان را به صورت تخمین در سال 1315 هجری شمسی مطابق 1937 میلادی 10972000 گزارش داده است اما ریاست احصائیه وزارت پلان در نشریه پیشرفت و تحلیل اوضاع اقتصادی سال 1348 منتشره سنبله 1349 کابل صفحه 15 نفوس افغانستان را در سال 1329 هجری شمسی مطابق 1950 در سال 1329 هجری شمسی مطابق 1950 میلادی دوازده میلیون نفر تخمین نموده است . و هم چنان در سالنامه سال 1311 نفوس افغانستان را در آن زمان دوازده میلیون تخمین نموده اند .

جدول ذیل نفوس سال های مختلف افغانستان را که از نشرات سال های مختلف ملل متحد اخذ و ترتیب گردیده است با کثافت نفوس در فی کیلو متر مربع آن نشان می دهد:

(1) اگر چه در افغانستان ولایت کابل از لحاظ تراکم نفوس درجه اول را حایز است اما عامل عمده تراکم نفوس را در ولایت کابل خصوصا در شهر کابل بیشتر موقعیت اداری تجارتی و صنعتی آن تشکیل می دهد تا حاصل خیزی اراضی زراعتی.

 

شماره سال ه. ش

تعداد نفوس

تمرکز نفوس در فی کیلومتر مربع

1315

10972000

1692

1329

12000000

1815

1336

13000000

2129

1348

13800000

2129

1339

14484000

2235

1340

14684000

2266

1342

15227000

2353

1345

1550000

2393

1347

16330000

2520

1350

17480000

2697

1351

17880000

2729

1352

18290000

2822

1353

18800000

2901

1354

19280000

2975

 

 

چون  سر شماری نفوس افغانستان به صورت علمی تا قبل از نظام جمهوری عملی نگردیده بود از این رهگذر اندازه مجموع نفوس کلی کشور به صورت موثق تعیین شده نمی توانست منابع مختلف و معتبر دولتی در داخل مؤسسات بین المللی با روش ها و متود های مختلف نفوس کشور را با ارقام متفاوت سنجش و تخمین نموده اند که در پهلوی آن عامل عمده ازدیاد نفوس که شامل تولیدات وفایت و مهاجرت ها باشد به درستی تعیین و تخمین شده نمی توانست بنابر اساسات دیموکرافی چنین استنباط می گردد که تنظیم پلان های اقتصادی و اجتماعی در کشور بدون موجودیت تعداد واقعی نفوس مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و نتایجی را که از اثر تنظیم پلان ها توقع می رود به اشتباهاتی مواجه خواهد ساخت .

بنابر ملحوظ فوق اداره احصائیه مرکزی با در نظر داشت اساسات علمی دیموکرافی در سال 1353 راجع به اجرای سر شماری نفوس با صندوق وجهی فعالیت های نفوس جهانی (یو ان اف پی ایی ) تماس حاصل کرد و به اثر آن در سال 1354 فیصله به عمل آمد تا پروگرام سر شماری نفوس در افغانستان به همکاری صندوق فعالیت های نفوس در سال 1977 و 1978 عملی گردد .

با در نظر داشت پروگرام سر شماری آینده افغانستان  سنجش تخمینی نفوس بر اساس معیار های علمی برای تنظیم اولین پلان هفت ساله کشور و برای نیازمندی مملکت جهت پیشبرد پلان های انکشافی خاصتا پلان هفت ساله کشور حکومت در سال 1354 تجویز اتخاذ کرد تا احصائیه نفوس افغانستان به شکل علمی و موثق تخمین و تعیین گردد به همین لحاظ اداره مرکز احصائیه جهت تعین نفوس افغانستان به یک سلسله تخمینات مربوط به نفوس کشور برای سال های 1348- 1354 و پیش بینی نفوس را برای سال های 1355 -1356 یعنی ختم پلان هفت ساله کشور شروع به فعالیت نموده و هیئات مرکب از بورد اقتصادی، ریاست احصائیه مرکزی، وزارت های داخله، صحت عامه مالیه وزراعت از روش های علمی نمونه گیری استفاده نمودند واین نمونه گیری روی اساسات ذیل استوار بود:

1-             تخمین تعداد مجموع نفوس کشور بر اساس سروی زراعتی سال 1346.

2-             تخمین تعداد مجموع نفوس با اسناد توزیع تذکرده تابعیت سال 1352

3-             تخمین تعداد مجموع نفوس کشور بر اساس تعداد مالیه دهان

4-             تخمین تعداد مجموع نفوس کشور به اسناد سروی دیموگرافی سال 1352

5-             تخمین تعداد مجموع  نفوس کشور براساس منابع ملل متحد و سازمان های بین المللی بالاخره به ملاحظه کلیه اعداد و ارقام منابع متذکره و تخمین های مرتبه و منظوری مقامات صالحه شاخص های عمده تعداد نفوس جمهوریت افغانستان الی

اجرای سر شماری کامل نفوس قرار آتی تخمین و تعیین گردیده است:

مجموع تعداد نفوس                              16665000 نفر

1- از جمله تعداد نفوس شهری                2390000 نفر

2- از جمله تعداد نفوس کوچی                2360000 نفر

3- از جمله تعداد نفوس کوچی                2405000  نفر

 

مجموع تعداد نفوس مملکت برای سال های 1348-1354 به تفریق نفوس شهری دهاتی و کوچی قرار آتی سنجش وتعیین گردیده است:

 

نوعیت نفوس

سال 1347

سال 1352

فیصدی اوسط رشد سالیانه

مجموع تعداد نفوس

14213000

16.665000

2.30

مجموع تعداد دهاتی

10190000

11.870000

2.20

مجمموع تعداد شهری

1957000

2.390000

2.90

مجموع تعد کوچی

2066000

2.405000

2.17

مجموع دهاتی بشمول کوچیها

12147000

275.000

2.20

مجموع تعداد ذکور

7448000

8.666000

2.20

تعداد اناث

6765000

7.990000

2.40

 

بدین ترتیب در طی هفت سال گذشته 1348-1354   رشد عمومی نفوس – کشور به اساس سنجش بالغ بر 1725 فیصد بوده که در سال 1354    به  16665000   نفر رسیده است .

سهم نسبی نفوس افغانستان در سال 1347 و سال 1354 قرار ذیل است :

 

                                        رشد سالانه              سال 1347

نوعیت نفوس

فیصدی اوسط

سهم نسبی

سهم فیصدی

مجموع تعداد نفوس

230

100

100

مجموع تعداد شهری

290

161

168

مجموع تعداد دهاتی

220

839

832

مجموع تعداد ذکور

22

524

52

مجموع تعداد اناث

24

476

486

 

ارقام فوق نشان می دهد که با در نظر گرفتن سرعت رشد وسطی سالانه مجموع تعداد نفوس به 230 فیصد تعداد نفوس شهری سالانه به اندازه 290 فیصد به نفوس دهاتی 220  فیصد ازدیاد می یابد سهم نسبی نفوس شهری در سال 1354 به تناسب سال 1347 از 161 فیصد به 168 فیصد رسیده است .

ترکیب نفوس در سال های 1348- 1354:

بغرض تحلیل و پلان گذاری انکشاف ساحات اقتصاد ملی معارف صحیه و موضوع مشغولیت قوی بشری مملکت و غیره اداره مرکز احصائیه سنجش ترکیب سن را برای سال های 1348 -1354 طرح و ترتیب داده است که در جدول ذیل وضع و تغییرات آن طی دوره مذکور نشان داده می شود :

 

ترکیب سن

سال47

سهم نسبی

سال54

سهم نسبی

رشدمطلق48

مجموع تعدادنفوس

14121000

100

16665000

100

245200

از صغر الی 5 سلسله

3054000

215

3549000

212

445000

شش ساله

380000

27

458000

28

87000

هفت ساله

363000

26

437000

26

74000

از 7 ساله الی 14 ساله

2693000

195

3202000

192

509000

از15 الی 59

7497000

525

8718

523

1261000

60 سال بالاتراز آن

629000

43

738000

44

109000

 

 

 

یکی از عوامل و عناصر مهم دیگر که موجب ازدیاد نفوس و تحول دیموکرافی یک ناحیه می شود اوسط عمر افراد جامعه می باشد چنان چه ارقام احصائیه هانشان می دهد که طول عمر متوسط انسان که نظر به سابق تغییر کرده است وافزایش قابل ملاحظه را بار آورده است. مثلا در سال 1870 عمر متوسط انسان ها در اکثر کشورهای جهان از چهل سال نبود و محض در چند کشور اروپایی چون انگلستان، سویدن وغیره عمر متوسط بیشتر از این بود حلا آن که امروز عمر متوسط انسان هادر ممالک مختلف بسیار افزایش یافته است چنان چه احصایئه های جدید و موثق عمر متوسط انسان ها را در ممالک مختلف چنین وانمود کرده است :

 

اسم مملکت

عمر متوسط

جمهوریت متحد مصر

52 سال

جاپان

70 سال

پولیند

68 سال

یونان

64 سال

سودان

40 سال

سویدن

77 سال

ترکیه

55 سال

بریتانیا

77 سال

اتحاد شوروی

70 سال

همسانیه

70 سال

یوگوسلاویا

60 سال

هند

40 سال

پاکستان

50 سال

 

 

باید گفت ترکیب نفوس از لحاظ سن به صورت عموم در انکشاف اقتصادی یک مملکت نقش مهم را بازی می کند چه وجود اطفال و اشخاص معمر در نفوس یک جامعه نفوس غیر فعال اقتصادی را وانمود می سازد قرار احصائیه ملل متحد فیصدی اشخاص فعال اقتصادی در ممالک پیشرفته 40 فیصد نفوس را تشکیل می دهد اشخاص غیر فعال  اقتصادی که از یک الی پانزده سال عمر دارند در ممالک رو به انکشاف 53.1 فیصد و در ممالک انکشاف یافته 35 فیصد را تشکیل می دهد در حالی که اشخاص فعال که از پانزده تا 65 سال عمر دارند در ممالک رو به انکشاف 46.9 فیصد و در ممالک انکشاف یافته 65 فیصد نفوس عمومی آن ها را تشکیل می دهد.

هر گاه سنین بین 15 تا 65 ساله را از نظر اقتصاد مولد فرض کنیم می بینیم که نفوس فعال و مولد در ممالک رو به انکشاف که افغانستان نیز در آن ها شامل است نسبت به ممالک انکشاف یافته خیلی کم می باشد و از جانب دیگر ترکیب نفوس از لحاظ جنس در افغانستان قابل تبصره می باشد. زیرا تقریبا نصف نفوس افغانستان را طبقه انات تشکیل می دهد که به صورت عموم اکثریت آن ها نفوس غیر فعال تولید را تشکیل می دهد.

خلاصه مطالعاتی که از طرف ملل متحد در زمینه عمر وسطی قاره های مختلف به عمل آمده نشان می دهد که در کشورهای آسیایی ،آفریقایی و آمریکای لاتین حد متوسط عمر یک نفر کمتر از 40 سال بوده در حالی که حد وسط عمر یک نفر اروپایی وآمریکای شمالی بین 65 الی 70 سال است که بدین لحاظ ساحه فعالیت در ممالک اروپایی و آمریکای شمال و ممالک انکشاف یافته طویل تر بوده و خوب تر می تواند در راه انکشاف اقتصادی موثر واقع شوند، اما در افغانستان که در جمله ممالک رو به انکشاف می آید وضع طوری دیگری بوده به صورت عموم سال های کار و فعالیت یک نفر به صورت اوسط از 25 تا 30 سال تجاوز نمی کند پس اکثر مردم که در کشور های انکشاف یافته به سنین فعال عمر خود می رسند که در نتیجه در اثر فعالیت اقتصادی وبالا بردن سطح تولید قادر هستند تا آن چه که اجتماع در راه پرورش و تعلیم و تربیه آنان مصرف کرده طی تجاوز از مدت 40 سال کار و فعالیت یعنی قبل از رسیدن به سن کهولت جبران نماید و حالا آن که در کشورهای رو به انکشاف که حد متوسط عمر باشند گان آن ها نسبت به ممالک انکشاف یافته کمتر است تعداد زیاد افرادی که بین سنین 15 تا 40 سال هستند تقریبا یک دوران انتقالی را پیموده و به سنین فعال بالاترعمر نمی رسند از این رو ممالک رو به انکشاف مقدار هنگفتی از سرمایه های مادی و معنوی خود را که صرف پرورش تعلیم و تربیه جوانان کرده اند استفاده اعظمی به عمل آوره نمی توانند تامین صحت عامه و سلامت مردم از طریق پخش و تقسیم خدمات صحی اساس توحید و انسجام امورصحت عامه تطبیق پروگرام های طب و قایوی پیشبرد طب معالجوی به صورت اقتصادی به سوی ولسوالی ها وعلاقه داری ها ومحلات با ایجاد مراکز صحی اساسی و مراکز فرعی و سایر خدمات اجتماعی امکان آن راخواهد داد تا تعداد تولدات ازدیاد و تعداد وفیات تقلیل یابد و تناسب سن فعال اقتصادی به درجات بلند تر برسد.

بنا بر پیشرفت  طب وقایوی و معالجوی و پیشرفت در امور زندگی از لحاظ استاندارد حیات وسایر خدمات اجتماعی در نقاط دور دست واکناف کشور چنین وانمود می سازد که تغیرات بارز در شاخص های تولدات وفیات افزایش وسطی طول عمر نفوس مملکت و تعداد نفوس و تعداد فامیل ها پدید خواهد آمد چنان چه پیش بینی ها و تخمینا تی که از طرف اداره مرکز احصائیه در زمینه تغییرات نفوس افغانستان صورت گرفته است وازدیاد نفوس افغانستان را که از جهات مختلف در سال های 1355 تا 61 به عمل خواهد آمد در این جا به صورت اختصار به آن اشاره می نماییم این پیش بینی بر شاخص های نفوس و اندازه رشد سالیانه منظور شده پیش بینی تعداد نفوس در سال های 1355-1361 و ترکیب سن آن قرار آتی تخمین و تعیین گردیده است .

نوعیت نفوس

سال 1354

سال 1361

اوسط فیصدی رشد سالانه

مجموع تعداد نفوس

16665000

19210000

235

مجموع نفوس شهری

2290000

2984000

323

مجموع دهاتی به شمول کوچی ها

14275000

16626000

220

         طی هفت سال آینده توقع می رود که رشد مطلق مجموع تعداد نفوس در حدود 3 میلیون نفر خواهد رسید که از آن جمله دو ثلث 67 فیصد از طریق رشد یا افزایش تعداد نفوس دهاتی و 20.2 فیصد رشد تعداد نفوس شهری و متباقی 12.8 فیصد رشد تعداد کوچی ها خواهد بود .

سنجش تغییرات سرعت رشد تعداد نفوس شهری و دهاتی به اندازه نسبی ذکور وانات در سال های 1355- 1361 با ارقام ذیل چنین تخمین گردیده است .

نوعیت نفوس سهم نسبی 55 سهم نسبی فیصدی سال 1361

مجموع نفوس     100      100

نفوس شهری     16.8      17.7

نفوس دهاتی به شمول کوچی ها 38.2- 38.3

از جدول فوق چنین استنباط می شود که تعداد نفوس شهری نسبت تمرکز قوای بشری در شهرها ازدیاد یافته و نفوس دهاتی تقلیل می یابد .

بناءً در طی پلان هفت ساله کشور اوسط رشد سالانه نفوس شهری نظر به انکشاف

سال 1361

اواسط فیصدی رشد سالانه

19210000

235

2984000

323

16626000

220

عمومی مهاجرت نفوس دهاتی به شهر ها به عوض 2.9 فیصد به اندازه 3.23 فیصد خواهد رسید سهم نسبی آن نظر به مجموع تعداد نفوس در سال 1361 نسبت به سال 1354 از 16.8 فیصد به 17.7 ازدیاد خواهد یافت .

بعد از روی کار آمدن نظام جمهوری و مطابق خط مشی دولت جمهوری در جهت ساکن ساختن نفوس کوچی ها و اصلاحات ارضی یک تعداد نفوس کوچی شامل تعداد نفوس دهاتی گردید بناءً فیصدی نفوس کوچی که به 2.17 فیصد بالغ می گردید در هفت سال آینده به 2.10 فیصد خواهد رسید .

تولدات وفیات و موضوع مهاجرت نیز می تواند رشد نفوس یک منطقه را به صورت واضح وانمود سازد.

هر چندی که احصائیه گیری مکمل تولدات وفیات در سراسر کشور به صورت صحیح تعیین نگردیده است اما سالنامه های دیموگرافیک ملل متحد احصائیه تولدات و وفیات یک تعداد ممالک رو به انکشاف را به طور مقایسه وانمود ساخته که ما نیز

می توانیم رشد طبیعی نفوس و فیصدی ازدیاد نفوس افغانستان را به شکل علمی تخمین نمائیم .

احصائیه تولدات و وفیات یک تعداد ممالک رو به انکشاف قرار ذیل است .

 

ممالک

تعداد تولدات

تعداد وفیات

رشد طبیعی

احصائیه فیصدی

الجزایر

44.4

9.8

6.6

3.17

جمهوریت مصر

41.5

15.1

26.4

2.38

عراق

25.1

4.1

21

3.36

ایران

42.6

7.7

34.9

2.98

سوریه

32.0

4.5

2.75

3.00

سیرالانکا

31.9

8.5

23.4

2.22

ترکیه

40.8

6.6

34.2

2.48

افغانستان

26.0

16.0

23.0

2.54