اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

روز پدربرهمه ای پدران زحمت کش مبارک باد - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

روز پدربرهمه ای پدران زحمت کش مبارک باد

یکشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1391 09:18 ب.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 21 نظر چاپ

سالرزو ولادت باسعادت اولین امام امت علی بن ابی طالب علی (ع) برعموم شیعیان وپیروان ان حضرت مبارک باد. 

 

 

شعرهای بسیار زیبای روز پدر

 

ای پدر ای با دل من همنشین           ای صمیمی ای بر انگشتر نگین

  

ای پدر ای همدم تنهاییم            آشنایی با غم تنهاییم

  

**************

ای طنین نام تو بر گوش من          ای پناه گریه ی خاموش من 

 همچو باران مهربان برمن ببار    ای که هستی مثل ابر نوبهار

************** 

در صداقت برتر از آیینه ای          در رفاقت باده ای بی کینه ای

ای سپیدار بلند و بی پایدار           می برم نام تو را با افتخار

**************

هر چه دارم از تو دارم ای پدر              ای که هستی نور چشم وتاج سر

رحمت بارانی روشن تبار            مهربانی از مانده یادگار

**************

ای پدر بوی شقایق می دهی          عاشقی را یاد عاشق می دهی

با تو سبزم،گل بهارم،ای پدر        هر چه دارم از تو دارم ای پدر

**************

پدر ای وجودم از تو            قدرت و توان گرفته

ای که از دم نفس هات            هستی من جان گرفته

**************

پدر ای که از تو جاری             خون زندگی تو رگ هام

ای که از نور دو چشمت           نور زندگی به چشمام

**************

پدر امروز به پاهام            دیگه نای رفتنی نیست

جز دریغی رو لب هام          دیگه حرف گفتنی نیست

**************

پدر، پیچ و خم راهم          نمیخوام بی راهه باشه

گل سرخ آرزوهام          توی فکر غنچه باشه

**************

پدر دست یاری تو            اگه دستامو نگیره

کوره راه رفتن من         مثل شب هام می شه تیره

شاعر:مهدی فرجی

************** 

**************  

« خیال پدر»

شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال       خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود

در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت            رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود

**************

درعالم خیال به چشم آمدم پدر               کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود

موی سیاه او شده بود اندکی سپید               گویی سپیده از افق شب دمیده بود

**************

یاد آمدم که در دل شبها هزار بار            دست نوازشم به سر ورو کشیده بود

از خود برون شدم به تماشای روی او        کی لذت وصال بدین حدرسیده بود

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا

اشکی به روی گونه زردم چکیده بود

شاعر:سهراب سپهری