اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

حماسه انتحار چهل دختران در ارزگان : - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

حماسه انتحار چهل دختران در ارزگان :

یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 12:48 ق.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 36 نظر چاپ

حماسه انتحار چهل دختران در ارزگان : 

 



زمانیکه مقاومت عادلانه مردم ارزگان در برابر لشکر منظم 120 هزاری دولتی و 40 هزار ملیشه های قومی که متشکل از مردم جنوب و جنوب شرقی کشورما بودند به شکست مواجه شد و لشکریان قومی داوطلب جنوبی و مشرقی و نظامی امیرعبدالرحمن به ارزگان یورش بردند .

 سپاهیان دولتی همراه با لشکر ایله جاری قومی اطفال را در مقابل چشمان والدین شان بر سره نیزه برمی داشتند ، به اسارت زنان و کشتار مردان شروع کردند ، زنان اسیر را سینه بریدند و تن های مرده و نیمه زخمی آنان را به دریای ارزگان می انداختند که به هر طرف خون و آتش جولان داشتند . در یک مورد 47 دختر و زن هزاره در برابر لشکر مهاجم تسلیم نشدند و به مقاومت پرداختند . وقتیکه این زنان صحنه محاصره را به خود تندگ دیدند و از اینکه به اسارت نروند و به عفت شان تجاوز صورت نگیرند و کشته نشوند به کوه های « ششپر » گریختند . لشکر امیر نیز به تعقیب آنان به کوه ها هجوم بردند و زنان تا آخرین قلهء کوه خود ها را رساندند که برای دستگیری شان چیزی نمانده بود . بالاخیره ناگزیر این 47 دختر و زن ارزگانی خودها را از بالا ترین قلهء کوه ششپر به پائین سنگ لاخ ها و دره ها پرتاپ نمودند که با این گونه « حماسه انتحاری » خود سنگ ها را نیز خونین و داغدار نمودند ولی خودها را اسیر ارتش مهاجم و ددمنش امیر نساختند . از همین سبب است که این کوه ششپر بعد از این بنام « کوه چهل دختران » مسما گردید و به این مناسبت شعر حماسی هم سروده شده است
درعصر امیر عبدالرحمن هر کس و یا هر بخشی از مردم چه پشتون و چه غیر پشتون که مخالف دولت امیر و انگلیس می بودند ، از سوی نظامیان دولتی دستگیر و به دربار امیر در کابل فرستاده می شدند که احتمال زنده ماندن آنها هرگز نمی رفت . وقتی که زنان اسیر را از ارزگان به اسارت گرفته به طرف کابل به قتلگاه می بردند ، منجمله 400 زن ارزگانی هم بناء بر همین ترس امیر خود ها را به دریا انداختند و چنین « انتحار » را نسبت به کشتن و اسارت ترجیح می دادند و با همین شیوه هم رسم « آزادی » از قید اسارت را برای سایر زنان و جامعه خویش به میراث گذاشتند .
این اثر را که شما مشاهده می کنید بیانگر همان ظلم و استبداد امیر عبدالرحمن جابر می باشد.
قرار گفته خود هنر مند (حسن علی هاتف) این تابلو یک طرح مقدماتی (حماسه انتحار چهل دختران در ارزگان ) می باشد .
البته تابلوی دگر که زیر کار است خیلی بزرگ خواهد بود
=============================
بیا ای عاشقان میل چمن کن
مروری چند به تاریخ کهن کن
سیاهی های تاریخ را بیان کن
توخفاشان دهری را عیان کن
بدســتت دشمنت را دودمـــــــان کن
بخـــــاک ذلت تــاریــخ نـهــتان کن
که یــاد از شیـره وشیــرژیــان کن
تویــاد از تربــت چـهــل دخـتــران کن
بـیــا در عـمـق تـاریـخ ارزگــــان
هـمـانـا کـرده در دایــه هــمــان کـــن
کــجایــی مـرد فـولادیـن فـولاد
تـوصـیـقـل تـیـغ را بـردشـمـنـان کـن
زکـوه انـداخـتـنـد خـود را بـه پـایـان
چـــهـل دخـتـر و شـیـریـن جـمـع یـاران
ز دسـت اجـنـبــی هـــــا ازاســــــارت
بـــه عـــزت عـمـرخــود را داد پـایـان
بــه بـالاچــوب مــــزار عـاشـقــــــان است
کــــل خــار سـرزمــیـنـش افـتـخــار اســــت