اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

معجزات حضرت بقیة الله (عج) در مسجد مقدس جمکران - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

معجزات حضرت بقیة الله (عج) در مسجد مقدس جمکران

پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1391 09:39 ب.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 10 نظر چاپ

معجزات حضرت بقیة الله علیه السلام در مسجد مقدس جمکران  

  

 

کرامات و معجزات و عنایاتی که از ائمه ی اطهار علیهم السلام صادر گشته و از سوی راویان مورد اعتماد روایت شده، و در کتاب های مورد استناد ثبت گردیده، منحصر به صدر اسلام و قرون اولیه ی اسلام نیست، بلکه هر روز در گوشه و کنار جهان، بویژه در حرم ائمه ی هدی علیهم السلام معجزات و کرامات تازه ای تحقق می یابد که دلیل حقانیت پیشوایان شیعه، و مایه ی دل گرمی شیعیان است .

 

هر یک از شما، یک یا چند معجزه در حرم مطهر ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا علیه السلام دیده و یا شنیده اید . اکنون که دوران فرمانروایی حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، است، همه روزه، ده ها نفر در اقطار و اکناف جهان، با توسل به ذیل عنایت آن حضرت علیه السلام، از امراض صعب العلاج و دیگر گرفتاری های خانمان سوز، به طور معجزآسا، رهایی می یابند و برای همیشه، خود را رهین عنایت آن حضرت می دانند .

در این جا، یکی از این کرامت ها را که در شب دوازدهم جمادی الاولی 1414 هجری، در مسجد مقدس جمکران، برای یک کودک سیزده ساله ی زاهدانی روی داد، برای نورانیت قلب خوانندگان گرامی می آوریم .

این کودک، سعید چندانی، دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی است که در دبستان محمد علی فائق، در زاهدان، مشغول تحصیل است .

سعید، در یک خانواده ی مذهبی، در زاهدان متولد شده و بر شیوه ی عقاید اهل تسنن تربیت یافته است .

مادر سعید، اگر چه از لحاظ نسب، به خاندان عصمت و طهارت منسوب است، ولی او نیز سنی حنفی است .

سعید، یک سال و هشت ماه پیش از تاریخ یاد شده، در یک تعمیرگاه ماشین، پایش می لغزد و به چاهی که روغن و فاضلاب تعمیرگاه در آن می ریخته می افتد، و جراحت های مختلفی بر بدن اش وارد می شود .

این جراحت ها، بهبود می یابد، ولی غده ای در ناحیه ی شکم پدید می آید . نخست، خیال می کنند که فتق است، ولی با گذشت چند ماه، پزشکان معالج، اظهار می کنند که غده ی سرطانی است و باید او را برای معالجه به تهران ببرند .

او را به تهران می آورند و در «بیمارستان هزار تختخوابی » بستری می کنند .

پس از نمونه برداری و احراز غده ی بدخیم سرطانی، او را به «بیمارستان الوند» منتقل می کنند و غده ای به وزن یک کیلو و نیم از شکم او بیرون می آورند، ولی در مدت کوتاهی، جای غده، پر می شود . پزشکان، اظهار می کنند که با این رشد سریع غده، دیگر کاری از ما ساخته نیست .

مادر سعید، شبی در خواب می بیند که به او می گویند: «سعید را به مسجد جمکران ببرید .» .

طبعا، یک زن سنی، نمی داند که مسجد جمکران کجا است، ولی هنگامی که خواب اش را برای دیگران نقل می کند، او را به مسجد جمکران قم راهنمایی می کنند .

وی، سعید را با دیگر فرزندش، محمد نعیم، به قم می آورد و بلافاصله به مسجد مقدس جمکران مشرف می شوند .

سعید، روز سه شنبه یازدهم جمادی الاولی 1414 هجری ساعت یک و نیم بعدازظهر، وارد مسجد جمکران می شود . خدام مسجد، وضع او را که به این منوال می بینند، او را در اتاق شماره ی هشت زایرسرای مسجد، اسکان می دهند .

مادر سعید، اعمال مسجد را فرا می گیرد، با پسرش، محمد نعیم، اعمال مسجد را انجام می دهد، آن گاه عریضه ای تهیه می کند و آن را در چاه می اندازد، و با دلی سرشار از امید، به ذیل عنایت حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، متوسل می شود .

شب، فرا می رسد و عاشقان حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، طبق رسم سنواتی که شب های چهارشنبه، از راه های دور و نزدیک، به مسجد مقدس جمکران مشرف می شوند، دسته دسته می آیند، در مسجد، به عبادت و نیایش می پردازند .

مشاهده ی این شور و هیجان مردم، در دل مادر سعید، طوفانی ایجاد می کند . او نیز همراه ده ها هزار زایر به عبادت و دعا و تضرع می پردازد و شفای فرزندش را از حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، با اصرار و الحاح مسئلت می کند .

هنگامی که به اتاق مسکونی اش در زایر سرای مسجد می آید، دو نفر از خادمان، با اخلاص، به اطاق او می آیند و در آن جا عزاداری می کنند و برای شفای سعید، به طور دسته جمعی، دست به دعا برمی دارند .

سعید می گوید: درست، ساعت سه ی بعد از نیمه شب بود که در عالم رؤیا دیدم نوری از پشت دیوار ساطع شد و به طرف من به راه افتاد .

او، یک انسان بود، ولی من، از او، فقط نور خیره کننده ای می دیدم که آهسته آهسته به من نزدیک می شد .

من، ابتدا، مضطرب شدم، ولی سعی کردم که بر خودم مسلط شوم . هنگامی که نور به من رسید، به ناحیه ی سینه و شکم من اصابت کرد و برگشت .

من، از خواب بیدار شدم و چیزی متوجه نشدم و باز هم خوابیدم . صبح که از خواب برخاستم، سعی کردم که خودم را به عصایم نزدیک کنم و عصا را بردارم، ناگاه متوجه شدم که بدن ام سبک شده و آن حالت درد شدید، به کلی، از من رفع شده است .

در آن وقت، متوجه شدم که شفا یافته ام و آن نور، وجود مقدس حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده است .» .

این معجزه ی باهر و کرامت ظاهر، در شب چهارشنبه دوازدهم جمادی الاولی 1414 هجری برابر با پنجم آبان 1372 خورشیدی رخ داد .

سعید، با مادر و برادر خود، سه شب، در زائرسرای مسجد اقامت کردند . شب سوم که شب جمعه بود، عنایت دیگری شد که این بار، در بیداری انجام پذیرفت . اینک، متن آن واقعه را از زبان سعید بشنوید: شب جمعه، در اتاق شماره ی هشت نشسته بودم و مادرم مشغول تلاوت قرآن بود . احساس کردم که شخصی در کنار من نشست و برای من، رهنمودها و دستورالعمل هایی را بیان فرمود .

چون سخنان اش تمام شد، برگشتم و کسی را ندیدم . از مادرم پرسیدم که: «مادر! با من بودی؟» . گفت: «من، قرآن می خواندم، با تو نیستم .» . پرسیدم: «پس این کی بود که با من سخن می گفت؟» . مادرم گفت: «کسی در این جا نیست .» .

در آن موقع، پتو را بر سرم کشیدم و هر چه به مغزم فشار آوردم که مطالب آن شخص را به خاطر بیاورم، چیزی به یادم نیامد .» .

روز جمعه، سعید و مادرش، به تهران باز می گردند و به بیمارستان الوند مراجعه می کنند . پس از عکس برداری، معلوم می شود که سعید، صحیح و سالم است و از غده ی بدخیم سرطانی، هیچ خبری نیست .

بدین گونه، این کودک سعادت مند - که به حق، «سعید» نامگذاری شده - از معجزات باهر حضرت ولی عصر، ارواحنا فداه، بهبودی کامل خود را در می یابد .

دو هفته بعد (شب چهارشنبه بیست و پنجم جمادی الاولی برابر با 19/8/72) سعید، با مادرش و برادرش محمد نعیم، به جمکران آمده بود تا پیشانی ادب بر آستان مسجد حضرت صاحب الزمان علیه السلام بساید و از محضر مولا و مقتدایش تشکر کند . خوش بختانه، حقیر هم در مسجد بودم و از داستان شفا یافتن او آگاه بودم . با او به دفتر مسجد رفتم و در حضور ده ها نفر از دوستان، مطالب بالا را از زبان سعید بدون واسطه شنیدم .

مادرش، از خوش حالی، در پوست خود نمی گنجید و بر حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، پیوسته درود می فرستاد و سخنانی می گفت که از یک فرد سنی مذهب بسیار جالب بود . مثلا می گفت: «من نمی دانم الآن امام زمان علیه السلام کجا است:

آیا در دریاها، کشتی ها را نجات می دهد و یا در آسمان ها، هواپیماها را نجات می دهد؟ » .

سعید، در این سفر، با کوله باری از پرونده های پزشکی و عکس ها و آزمایش ها آمده بود، که آنان را به مشتاقان ارائه دهد . از اسناد پزشکی او، مسئولان مسجد، فیلم برداری کردند . از خود سعید و مادرش نیز فیلم برداری شد، و سخنان شان ضبط گردید . بی گمان، خانواده ی «چندانی » در میان خانواده های معتقد اهل سنت، مبلغ صمیمی و بی قرار حضرت بقیة الله، عجل الله تعالی فرجه الشریف، خواهند بود .

جمکران، میعادگاه عاشقان

در طول سال، شب های چهارشنبه، مسجد مقدس جمکران، پذیرای قریب یکصد هزار عاشق دل باخته است که از شهرهای دور و نزدیک، به شهر مقدس قم روی می آورند و در حرم مطهر حضرت معصومه علیها السلام پیشانی ادب بر آستان می سایند و آن گاه راهی مسجد مقدس جمکران می شوند و با امام رؤوف، به راز و نیاز می پردازند .

از چهره های برجسته ای که ارادت خاصی به مسجد مقدس جمکران داشتند و خوانندگان گرامی با شخصیت علمی و تقوایی آنان آشنایی دارند، آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم حائری، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، حاج سید محمد تقی خوانساری، حاج سید محمد حجت کوهکمری، حاج آقا حسین بروجردی، حاج سید حسین قاضی، حاج شیخ محمد تقی بافقی، حاج آقا مرتضی حائری را می توان نام برد .

برای مرحوم آیة الله حائری، هر وقت مشکلی پیش می آمد، مرحوم آیة الله بافقی را به مسجد جمکران می فرستاد و رفع مشکل می شد .

هر وقت شهریه ی حوزه تامین نمی شد، مرحوم آیة الله حجت، به مسجد مقدس جمکران مشرف می شد و همان روز، شهریه تامین می گردید .

برای مرحوم آیة الله بروجردی، هر وقت مشکلی پیش می آمد، گوسفندی می فرستاد تا در کنار مسجد جمکران قربانی کنند .

برای مرحوم آیة الله گلپایگانی، هر وقت مشکلی پیش می آمد، عریضه ای می نوشت و با گروهی از اصحاب و فرزندان خود، به مسجد مقدس جمکران مشرف می شد و توسل می کرد و رفع مشکل می شد .

مرحوم آیة الله مرعشی، چهل شب چهارشنبه، در مسجد جمکران بیتوته کرد . آیة الله صافی، در مورد پدر بزرگوارشان، مرحوم آیة الله حاج ملا جواد صافی گلپایگانی، نقل فرمودند که ملتزم بود حتی الامکان، پیاده به مسجد جمکران مشرف شود .

آیة الله حاج سید محمد تقی خوانساری نیز غالبا، پیاده مشرف می شدند .

ختم زیارت عاشورا در مسجد جمکران

در عصر زعامت مرحوم آیة الله حاج سید محمد حجت، قحطی و گرانی سختی پدید آمد، به طوری که نان سنگک دانه ای یک تومان رسید، در حالی که شهریه ی طلاب در ماه، فقط ده تومان بود .

مرحوم آیة الله حجت، چهل تن از طلاب مهذب و متدین را دستور داد که به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند و در پشت بام مسجد، به صورت دسته جمعی، زیارت عاشورا را با صد سلام و لعن و دعای صفوان بخوانند و به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام و حضرت علی اصغر علیه السلام متوسل شوند و رفع گرانی و نزول باران را از خداوند متعال بخواهند .

چهل تن طلبه ی مهذب و متدین، طبق فرمان مرجعیت اعلای تشیع، به میعادگاه عاشقان شرف یاب شدند . بعد از ادای نماز تحیت و نماز حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، و توسل به ذیل عنایت فرمانروای جهان هستی، به پشت بام مسجد رفتند، ختم زیارت عاشورا را، طبق دستور آن مرجع وارسته، انجام دادند و حوائج خود را با شفیع قرار دادن سه تن باب الحوائج، به درگاه حضرت احدیت، عرضه داشتند و مسجد را به قصد قم ترک کردند .

راه قدیمی مسجد جمکران، از طرف روستای جمکران بود . گروه چهل نفری طلاب، هنوز به ده جمکران نرسیده بودند که درهای رحمت گشوده شد و باران رحمت، سیل آسا فرو ریخت و طلاب، ناچار شدند که لباس های خود را درآورند، حتی کفش های خود را به دست گرفتند، از میان سیلاب ها عبور کردند .

این حادثه ی تاریخی را نخستین بار، از دانشمند معظم حجة الاسلام والمسلمین استاد محمد امین رضوی صاحب کتاب ارزش مند تجسم اعمال - که خود جزء چهل تن بود - شنیدم .

بسیاری از آن چهل تن، به رحمت ایزدی پیوسته اند، ولی الحمدلله، برخی از آنان در قید حیات هستند که خوانندگان گرامی، می توانند از آنان تحقیق کنند .

اخیرا، این داستان از زبان حضرت آیة الله حاج سید مهدی اخوان مرعشی و حجة الاسلام والمسلمین آقای گل محمدی ابهری، منتشر شده است . (1)

بسیار مناسب است که مراجع بزرگوار عصر ما نیز در مشکلات مادی و معنوی، مردم را به مسجد مقدس جمکران و ختم زیارت عاشورا به صورت دسته جمعی در آن میعادگاه عاشقان، فرا خوانند .

خصوصیت شب چهارشنبه

مکررا، با این سؤال مواجه شده ایم که «آیا شب چهارشنبه، خصوصیتی دارد؟» . در پاسخ، باید عرض کنیم که شب چهارشنبه، خصوصیت دارد . لذا می بینیم که حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، در همان فرمانی که برای تاسیس مسجد جمکران صادر کردند، فرمودند: «فردا شب که شب چهارشنبه است، آن بز را به همین جایگاه بیاور و ذبح کن و روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است، گوشت آن را به بیماران صعب العلاج انفاق کن که خداوند، همه شان را شفا عنایت می کند .» . (2)

دعای عظم البلاء

در این جا یاد آوری این نکته لازم است که در مسجد مقدس جمکران، از دعاهای مربوط به حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، مانند «دعای ندبه » ، «دعای سلام الله الکامل » ، «زیارت آل یاسین » ، «دعای عهد» ، . . . بویژه از دعای «اللهم عظم البلاء . . .» که بعد از نماز حضرت صاحب الزمان علیه السلام به آن امر شده است، غفلت نشود . (3)

 

پی نوشت ها : 

 

1) مسجد مقدس جمکران، ص 40; زیارت عاشورا و آثار شگفت، ص 55 .

2) جنة الماوی، ص 45; بحار، ص 53، ص 232 .

3) جمال الاسبوع، ص 280 .