اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

اهمیت و ضرورت توبه - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل

پرستوی مهاجر

الهم عجل لولیک الفرج

اهمیت و ضرورت توبه

یکشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1390 07:13 ب.ظ نویسنده: مسافر نظرات: 0 نظر چاپ

اهمیت و ضرورت توبه


 حکمت: «خدای تعالی_می فرماید: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»؛ یعنی: «به درستی که خدا توبه کنندگان را دوست می دارد.»[13] و از حضرت پیغمبر(ص) مروی است که: «توبه کننده دوست خداست و توبه کننده از گناه، مانند کسی است که هیچ گناهی از برای او نباشد.»[14] و از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروی است که: «خدای تعالی سه چیز از برای توبه کنندگان قرار داده است که اگر یکی از آنها را به جمیع اهل آسمان و زمین عطا می فرمود به سبب آن نجات می یافتند؛ اول آنکه فرمود: خدا توبه کنندگان را دوست دارد. دوم آنکه خبر داده است که: فرشتگان حاملین عرش  و فرشتگانی که در حول عرش اند طلب آمرزش می کنند از برای کسانی که توبه کرده اند. سوم آنکه آمرزش و رحمت خدا را از برای کسی که توبه کند.، قرار داده است».[15]
حضرت رسول(ص) در این باره می فرمایند:


حکمت: «هیچ صبحی طلوع نمی کند و هیچ شامی شفق غروب نمی نماید مگر اینکه دو فرشته به چهار ندا جواب یکدیگر را می دهند؛ یکی از ایشان می گوید که ای کاش این خلق آفریده نمی شدند و دیگری می گوید که: ای کاش که چون آفریده شدند می دانستند که از برای چه آفریده شدند. باز اولی می گوید: ای کاش، حال که ندانستند از برای چه آفریده شدند هر قدری که دانستند به آن عمل می کردند. باز دوّمی می گوید که ای کاش، چون به آنچه دانستند و عمل نکردند توبه می کردند از آنچه کرده اند».[16]
شیخ احمد جام در کتاب مفتاح النجات ضرورت توبه را این چنین ترسیم می کند:
نکته: «بدان که هر شبانه روزی بیست و چهار ساعت است و در هر ساعتی آدمی هزار نفس برزند و در هر شبانه روزی بیست و چهار هزار نفس از آدمی برآید، چون این نفس ها در رغبت دنیا و دوستی وی برزند، همه معصیت باشد، بیست و چهار هزار نفس هر روزی از دیوان او برآید، که او آن را معصیت نداند، و از آن غافل باشد. چون احوال چنین باشد، می نگر تا توبه و استغفار می باید کرد یا نه؟ چون مرد، تائب گردد و آنچه شرط توبه است به جای آری و از حلاوت توبه خبر یابد، این همه انفاس وی طاعت گردد. اکنون می نگر، اگر این بضاعت[17] بدین رنج می ارزد، که شرط توبه به جای آرد؛ بشنو که شرط توبه چیست و تائب را چون می باید زیست؟ شرط توبه سه چیز است: پشیمانی به دل و عذر به زفان[18] و به تن باز ایستادن از گناه و اصل توبه در حقیقت این سه چیز است پس این را شاخه ها است، هر که دست به شاخه های آن زند، و به اخلاص و به راستی آن را به جا آرد این مقام که یاد گروه آمد، وی را به حاصل آید.[19]
همچنین ملا احمد نراقی بر ضرورتِ توبه تأکید کرده و آن را به 4 دلیل (1. اجماع، 2. آیات قرآن، 3. روایات و 4. عقل) واجب می داند و در کتاب معراج السعاده چنین می گوید:
نکته: «مخفی نماند که توبه کردن از همه گناهان واجب است به اجماع جمیع است و صریح آیات قرآن است، چنان که خدای _تعالی_ می فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَی رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ»؛ یعنی: «ای گروهی که ایمان آورده اید! توبه کنید به سوی خدا توبه کردنی که نصوح باشد، شاید که پروردگار شما بپوشاند بدی های شما را».[20]
مراد از توبه نصوح توبه خالص است که از جمیع شَوایب[21] و اَغْراض، از حبّ جاه و مال، خوف از مردمان ی عدم قدرت بر گناه، خالی بوده باشد.
و اخبار بی حدّ وحصر نیز در وجوب توبه از هر گناهی وارد شده[22] و عقل سلیم و طبع مستقیم نیز دلالت بر وجوب آن می کند؛ زیرا شکّی نیست که هر چیزی که رسیدن به سعادت ابدیه و نجات از شقاوت سَرْمَدیه[23] موقوف بر آن است که تحصیل آن واجب و لازم است، و شبهه ای نیست که سعادتی نیست به جز لقای پروردگار، و انس به او، پس هر که محروم از قرب وصال، و ممنوع از مشاهده جلال و جمال ایزد متعال باشد، از جمله اشقیاء، و به آتش دوری و آتش جهنّم، معذب است. و هیچ چیز باعث دوری و سبب مهجوری نمی گردد مگر معاصی و گناهان؛ و چاره آنها نیست مگر توبه و انابه».[24]
«هر که در این خانه شبی داد کرد       خانه فردای خود آباد کرد»[25]
تمثیل: «مثل تو چون کسی است که وی را گویند درختی از بیخ بکن، گوید این درخت قوی است و من ضعیفم، صبر کنم تا سال دیگر؛ گویند این ابله نگر، درخت دیگر سال قوی تر شده و تو ضعیف تر. درخت شهوت نیز هر روز قوی تر باشد که به وی کار می کنی و تو هر روز از مخالفت عاجزتر باشی، و هر چند پیش گیری آسان تر».[26]
ای یک دله، صد دله دل یک دله کن
مهر دگران را ز دل خود یله کن
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما
برناید اگر کام تو، از ما گله کن[27]
 
پی نوشت:
[13]. بقره: 222.
[14]. معراج السعادة، ص 657؛ به نقل از: محجة البیضاء، ج 7، ص 7.
[15]. همان، به نقل از: کافی، ج 2، ص 432، ح 5.
[16]. همان، ص 653؛ به نقل از: محجة البیضاء، ج 7، ص 93.
[17]. بضاعت: مکنت و ثروت.
[18] . زفان: زبان.
[19]. شیخ احمد جام، مفتاح النجات، مصحح: علی فاضل، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373، صص 100و101.
[20]. تحریم: 8 .
[21]. شوایب: آلودگی ها.
[22]. رجوع کنید به: کافی، ج 2، صص 430 و 439.
[23]. سرمدیه: همیشه، پیوسته.
[24]. معراج السعادة، صص 657 و 658.
[25] . همان، ص 665.
[26] . کیمیای سعادة، ج2، ص340.
[27] . معراج السعادة، ص 667.